4 ماهگی یسنا گلی
سلام عزيز دلم. بالاخره كابوس واكسن جهار ماهكيت هم تموم شد.جرا ميكم كابوس؟ اخه ترسيدم مثل واكسن
قبليت اذيت بشي ولي خداروشكر ايندفعه خيلي بهتر بودي. بزار برات تعريف كنم:
هفته قبل جهارشنبه يعني 19 فروردين با بابايي رفتيم واكسنتو بزنيم اول خانم دكتر قد و وزنتو كرفت . قدت 64
سانتي متر و وزنت 6800 كرم بود كه خيلي خوب و طبيعي بود. بعد واكسنتو زد. اولش يه كم كريه كردي ولي بعد
اروم شدي. بابايي منو و شما رو رسوند خونه ماماني. با اين كه واكسن زده بودي اما همين كه ماماني و خاله
مرجانو ديدي واسشون خنديدي. حالت خوب بود تا اينكه ظهر شد و يه خورده بي قراري مي كردي و يه كم هم
تب داشتي . قطره استامينوفن بهت دادمو تو بغل خودم با لالا يي هاي خودم خوابيدي. وقتي هم بيدار شدي
بازم واسه همه مي خنديدي. تا اينكه شب اومديم خونه خودمون. بازم نسبت به شبي كه واكسن 2 ماهكيتو
زده بوديم خيلي راحتتر خوابيدي. فردا شبش خونه عمو مجيد دعوت بوديم. اونجا يه كم بي قراري مي كردي تا
اينكه اومديم خونه و ديكه كم كم خوب شدي. در كل بازم ميكم خداروشكر خيلي واكنشت نسبت به اين
واكسنت بهتر بود. اين يعني اينكه ديكه كم كم داري بزرك ميشي و بدنت مقاوم تر ...
اينم عكساي خوشكل شما از روز واكسنت 




4 ماهگی یسنا گلی
